شکل غریب زده ی مرغ دریایی که به شب دریا می رود
از ابتدای ساحل که ناله ی همه ی سیاهان را
لنج ها خاب اند
بی بی سیاهم از سواحیل آمد
من مست به دریا شاشیدم و دریا دیوانه خودش را فقط کف از ودکا می -دهد
بالا می آورم تاریخی از باد ها سرخ وسیاه گنگ و داغ می سوزم
وسبح دریا پسم می دهد
مرغ دریایی که به شب دریا می زند سبح نیست
زنی سیاه بالای جسدم می نالد
لنج ها خابند واز دریاسرخ وسیاه باد به سر جسدم می زند
لنج ها خابند و دریا خالی
شن های ساحل دفن ام می شود
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 10:12 توسط محمد شعبانی
|